پیگیری عشق به نقطه شیرین بریگرتون شما ضربه می زند

چه زمانی بریگرتون زمستان سال گذشته با Netflix روبرو شد ، تعداد بی نظیری از بینندگان که با بازی های عجیب و غریب خود آشنا شده بودند ، در هیجانات و هیجانات آسان قطعه دوران سکسی جذب شدند. جنجالی دوران رجنتس درباره جامعه بریتانیایی و ناسزاگویی های پلید موجود در آن ، این نمایش بر اساس رمان های جولیا کوین ، مانند یک ماجرای معرکه از قراردادهای جین آستین به نظر می رسید-اگر یکی از داستانهای او را از طریق فیلتر اینستاگرام عاشقانه هاروکین بیرون بیاورید و موسیقی متن آن را به کاورهای ارکسترال آهنگ های آریانا گراند و بیلی ایلیش ارسال کرد.

بریگرتون به دلیل شکوفایی معاصر آن تا حدی سرسام آور بود و روند برنامه های پخش کننده پخش کننده مشابه آن مانند Apple TV+را افزایش داد دیکنسون و هولو کبیر (که البته به مادر بزرگ خود بدهی دارند: مکالمه آبی در صوفیه کوپولا ماری آنتوانت) و کسانی که منتظر هستند بریگرتونفصل دوم دقیقاً از نوع جدیدی است که در یک پیشنهاد جدید درباره یک قهرمان عاشق و عاشق جامعه قرار می گیرد: پیگیری عشق.

مینی سریال سه قسمتی آمازون ، به کارگردانی امیلی مورتیمر ، بر اساس رمان کلاسیک نانسی میتفورد با همین نام در سال 1945 ساخته شده است. در ظاهر ، شباهت های زیادی با آن دارد بریگرتون-هر دو دارای راویان خدایی ، شخصیت های مرد صعودی ، موسیقی مدرن ، رسوایی های جامعه بالا و بیش از هر چیز ، ارادت به عاشقانه هستند.

داستان در آکسفوردشایر انگلستان روایت می شود ، داستان توسط فانی (امیلی بیچام) روایت می شود ، که بیشتر وقت خود را صرف مراقبت از بهترین دوست خود ، لیندا (لیلی جیمز) می کند ، یک جوان مشتاق و روشن. لیندا عاشقانه صحبت می کند و به تصورات ملودراماتیک درباره عشق توجه دارد. او دائماً در حال پیگیری آن است و همیشه درگیر پسرهای ثروتمند اشتباه است. روایت با آسیب رساندن به لیندا و فانی در آغاز جامعه آنها آغاز می شود ، “آیین بلوغ” ، همانطور که فانی خلاصه می کند: “ما به دنیا آمده ایم ، 18 ساله و آماده شوهر.”

پسندیدن بریگرتون ، تعقیب عشق همه چیز درباره توپ های پر زرق و برق و درام های طبقه بالا است ، به دنبال قهرمانانی با پاشنه بلند و بوزوها و زیبایی هایی که آنها را دوست دارند. دستیابیبا این حال ، بالاخره یک راه بسیار متفاوت را طی می کند ، و با ظهور فاشیسم و ​​جنگ جهانی دوم مبارزه می کند ، و اینکه چگونه زندگی به ویژه لیندا برای همیشه تغییر می کند. این رمان خود محصول زمان خود است و نانسی از زندگی و خانواده خود الهام گرفته است. دو خواهر او ، دیانا و یونیتی ، فاشیست های خشمگینی بودند که آدولف هیتلر را هم بت و هم دوست می دانستند. (هنگامی که انگلیس و آلمان برای اولین بار به جنگ رفتند ، یونیتی با اسلحه ای که خود هیتلر به او هدیه داده بود به سر خود شلیک کرد ؛ او زنده مانده بود ، اما 9 سال بعد به دلیل ورم ناشی از گلوله ای که هنوز در مغزش باقی مانده بود ، بر اثر بیماری مننژیت درگذشت.)

با این حال ، رمان طنز درخشان میتفورد نیز در عناصر خنک تر و مجلل فرهنگ غرق می شود. مورتیمر هم همینطور. پیگیری عشق کرایه حداکثر گرایی است ؛ مورتیمر هر فریم را پر می کند تا زمانی که با گل و میوه منفجر می شود و چاپ های متفاوتی ایجاد می کند ، یک دانشجوی رنگارنگ ظرافت انگلیسی با عجیب و غریب بودن بریده می شود. و مانند بریگرتون، پیگیری عشق به دقت تاریخی توجه نمی شود به عنوان مثال ، این نمایش موسیقی با صدای موسیقی مدرن و روی بینی موسیقی متن می کند. وقتی مرلین معرفی می شود ، “شیک در دنیای زیرین” ساخته تی رکس پخش می شود ، در حالی که “Deceptacon” لو تیگر هنگامی بازی می کند که لیندا و فانی با خوشحالی به آکسفورد فرار می کنند ، صدای شورش فتنه آمیز شورش فمینیستی در حال شکوفایی است.

مورتیمر همچنین صفحه سوم را با یک سوم کم پشت و روکش می پوشاند و گهگاه شخصیت هایی را با نام هایی مانند “فرد مهم” یا “خانمهای شکارچی در ریتز” نشان می دهد. او در برابر اردوگاه مقاومت نمی کند ، بلکه به سمت آن گام برمی دارد و شوخ طبعی میتفورد را با شکوفایی مدرن و فوق العاده ازدواج می کند. این درمان ممکن است برای پاکسازان تاریخی یا علاقه مندان به میتفورد به اندازه کافی محدود نباشد – اما این یک اقتباس قابل دسترس و با محبت است که با عاشقانه همراه است. (انصافاً این است که ، بسیار محتاط تر از صابون خالص است بریگرتون.)

فانی و لیندا ، که به گرمی توسط بیچام و جیمز به تصویر کشیده شده اند ، از مینی سریال ها استفاده می کنند ، مطالعه ای در تضاد. بیچام ساکت و در نظر گرفته شده است ، لب های جمع شده و ابروهای خمیده زن. در همین حال ، جیمز برازنده و درخشان است و بین مراحل شادی زیاد لیندا و ناراحتی مطلق ، آه و گریه متناوب است. کل مجموعه متراکم با اجراهای غنی است ، از جمله اندرو اسکات در نقش مرلین ، یک شگفت انگیز که همه باهوش و مظلوم هستند و دومینیک وست در نقش عمو متیو تاریخ ساز. مورتیمر خودش نقش بولتر را بر عهده می گیرد و نقش مادر غیرمسئول فانی را با هوای ناخوشایند و باب سرمایه بازی می کند و با مهربانی خطوطی مانند “پول زیر لباس هدر نده – هیچ چیز احمقانه تر نیست!” با جیغی تند ، سنباده دود و زمان.

اما شاید به یادماندنی ترین خط نمایش توسط اسکات ارائه شود. در قسمت اول ، مرلین و لیندا در کنار هم ایستاده و غروب خورشید را تماشا می کنند و ساعت جادویی را برکه ای که در ملک او است را تذهیب می کند. مرلین به او نگاه می کند و آگاهانه لبخند می زند ، و پیشگویی خوشمزه ای را بیان می کند که رقص داستان را با عشق فاجعه بار در بر می گیرد: “شما شخصیت کاملاً عاشقانه ای دارید”. “من دردسر پیش رو می بینم.”

این مقاله در ابتدا منتشر شد Vanity Fair.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>