نقد و بررسی Black Widow مارول: این قلب دارد اما خیلی سر ندارد – و همین مسئله آن را بسیار سرگرم کننده کرده است

رفتن به عنکبوت، آخرین تلنگر ابرقهرمانی مارول ، مطمئن نبودم که به چه چیزی امیدوارم – زیرا کاملاً مطمئن نبودم که این کار ضروری است. داستان های اصلی انتقام جویان لیست ترکیب بیش از یک دهه پیش بود و اینطور نیست که من می خواستم بدانم داستان ناتاشا رومانوف (اسکارلت جوهانسون) چگونه به پایان می رسد. (اسپویلر: او در نیمه راه می میرد بازی آخر و ارسال می شود که نه احساس کامل می کند و نه باعث می شود من بیشتر بخواهم.) در مورد دیگر انتقام جویان من در مورد فیلم های “قرمز” “دفتر” Nat ، به اندازه کافی – در واقع خیلی زیاد – شنیده ام. او قبلاً اعتراف کرده بود که به زور عقیم شده و نیمی از داستان عاشقانه را بدست آورده است. چه چیز دیگری برای کشف وجود داشت؟

مطمئناً ، شخصیت یک قاتل شستشوی مغزی خوب رفته است به اندازه کافی جذاب است و می تواند به صورت فرضی فیلم بسازد. و موقعیت او به عنوان اولین عضو زن تیم به ایده این فیلم اشاره داشت باید وجود داشته باشد اما صادقانه بگویم ، بعد از کاملاً متوسط ​​(فکر می کنم) متوسط کاپیتان مارول، من دیگر به خاطر قهرمانان زن به قهرمانان زن فروخته نمی شوم. بنابراین من با درک این موضوع کاملاً متعجب شدم عنکبوت بیشتر به دلیل جایگاه خود در کانون مارول بی توجه است. در واقع ، حتی سعی نمی کند ابعاد جدید و پیچ و تاب زیادی را به شخصیت عنوانی خود اضافه کند. این یک اقدام ساده جاسوسی است که در رأس * ماموریت: غیرممکن است * و همینطور سرگرم کننده است.

مانند حال حاضر پخش شده لوکی، اسپین آف دیگری در مورد یک شخصیت متعارف مرده ، عنکبوت زمانی که قهرمان آن MIA بود ، جیب زمانی پیدا می کند: ماه ها پنهان شدن ناتاشا پس از حمله به سازمان ملل در سال 2007 جنگ داخلی. یک قاتل سابقه دار ، قاتل سابق فقط سعی می کند از زیر فشار همه خارج شود ، وقتی که خود را در اختیار یک ماده شیمیایی می بیند که می تواند دختران گنجشک قرمز مثل خودش را شستشو دهد. این پیچیده تر از آنچه که هست به نظر می رسد: آب میوه MacGuffin است ، بنابراین Nat’s تیمی را برای گردآوری در اختیار دارد. و نه فقط هر تیمی: خانواده اش. ما با پدر الکسی (دیوید هاربر) ، مادر ملینا (راشل وایز) و خواهر یلنا (فلورانس پوگ) در یک فضای باز و سرد که یادآور * آمریکایی ها است – ملاقات می کنیم که ثابت می کند برای یک لحظه کوتاه درخشان ، ناتاشا جوان موهای آبی خانواده جاسوس خوانده در حومه آمریكا.

© مجموعه شرکت والت دیزنی / مجموعه مجلسی اورت

گرچه واحد خانوادگی آنها از هم پاشیده است ، اما ناتاشا برای رسیدن به اهداف خود به آنها احتیاج دارد ، و منجر به یک سکانس فرار از زندان می شود که به نظر من در یک تئاتر و یک صحنه شام ​​بسیار نزدیک به مارول است که می خواهد به آرتور میلر بیاید. اوه الکسی میکند آرزوی روزهای شکوه خود را به عنوان نسخه شوروی کاپیتان آمریکا دارد ، اما نه به اندازه آرزوی ملینا. در یک حق رای دادن که به دلیل عجیب و غریب جنسی گرایی مشهور است ، تقریباً راحت است که بدانید بزرگسالان در این جهان نه تنها با این مفهوم آشنا نیستند ، بلکه در آن مفهوم ندارند.

جوهانسون ، وایز و هاربر بدون اعتماد به لبخندها یا کنایه ها همه در حال تفریح ​​هستند و پوگ یک گوهر مطلق است. به نظر می رسد هر چهار نفر در شخصیت هایشان آرام و راحت هستند. هیچ کس خیلی تلاش نمی کند “نمادین” یا GIF باشد. شیمی خواهرانه بین یوهانسون و پوگ بسیار لذت بخش است ، اما فیلمنامه در آن در چهار لحظه است. شوخی هایی که ممکن است واضح به نظر برسند – مادر می گوید کمربند ببند! – فقط کمی جدی تر و با جدیت کامل تحویل داده می شوند. ناتاشا از انتقام جویان به عنوان “خانواده” خود یاد کرده است ، اما فکر نمی کنم من بخواهم کریسمس را با همه آن تستوسترون و عصبانیت در یک مکان انجام دهم. Romanoff-Belova-Shostakov-Vostokoffs ، اما ، من می خواستم با او آویزان.

در انگیزه های سیاسی شرور عمومی دریکوف (ری وینستون) دوز سنگینی از ساده سازی بیش از حد جنگ سرد وجود دارد. آمریکا برابر با آزادی است ، پرده آهنی برابر با کنترل است. اما برخلاف هم زدن و بحث و جدال های بی پایان که دیگر فیلم های مارول را آزار می دهد ، در اینجا این فقط تظاهر به دعوا است. و دعوا خوب است!

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>