قدیمی ترین المپیک زنده از هولوکاست ، جنگ جهانی دوم و اکنون همه گیر نجات یافت

این را از کسی که آنجا بوده است بگیرید: امیدوار بودن به المپیک در زمان بحران جهانی ، مقداری از قدرت را می طلبد. ژیمناست Ágnes Keleti ، مورد علاقه برای آخر المپیک توکیو که با آشفتگی جهانی – که همان بازی های المپیک 1940 توکیو بود – مختل شد ، با لغو نهایی آنها مقابله کرد ، از هولوکاست جان سالم به در برد و پنج مدال طلای المپیک را به دست آورد ، بیش از یک دهه بعد از آنچه او در نظر داشت. او قهرمان استقامت در عدم اطمینان است – و خرد او دقیقاً مناسب این لحظه است.

كلتی در سال 1921 در بوداپست متولد شد و از چهار سالگی ژیمناست بود ، توانایی ذاتی و انگیزه بهترین بودن را از خود نشان داد ، خصوصیاتی كه به سرعت او را به بالاترین سطح ورزش خود رساند. او 16 ساله بود که اولین عنوان ملی خود را در سال 1937 به دست آورد و سریع او را برای بازیهای المپیک 1940 ردیابی کرد.

بعد همه چیز اشتباه شد. وقوع جنگ جهانی دوم در اروپا ضربه جدی به بازی ها وارد کرد ، بازیهایی که قبلاً به دلیل جنگ بین ژاپن و چین از توکیو به هلسینکی منتقل شده بودند. هنگامی که اروپا نیز به جنگ رفت ، IOC بازی ها را به طور کامل لغو کرد ، پیشنهاد آخرین لحظه ایالات متحده برای میزبانی آنها به جای هلسینکی.

در همین حال ، مجموعه ای از قوانین محدودتر و محدودکننده حقوق مردم یهود ، زندگی کلتی را تحت تأثیر قرار داده است. اول ، او از جای خود در تیم ملی محروم شد. سال بعد او را از باشگاه ژیمناستیک خود اخراج کردند. حتی اگر المپیک 1940 اتفاق می افتاد ، اجازه حضور در او وجود نداشت. او می گوید: “در سال 1940 ، هیچ ورزشکاری از میراث یهودی در مجارستان مجاز به شرکت در مسابقات نبود ، بنابراین حتی اگر المپیک برگزار می شد ، متأسفانه من نمی توانستم شرکت کنم.”

تا سال 1944 ، جمعیت یهودی مجارستان در قطارهایی قرار داشت که به آشویتس و سایر اردوگاه های کار اجباری آلمان می رفتند. تخیلات مربوط به رقابت در این بازی ها از بین رفت. کلتی می گوید: “زنده ماندن مهمترین هدف من بود.” او خودش را با همان ذکاوتی که زمانی برای ژیمناستیک اختصاص داده بود به کار گرفت.

کلتی تصمیم گرفت ناپدید شود. او از طریق پسر عموی خود تصمیم گرفت بیشتر پس انداز زندگی خود را برای اوراق هویت زن جوانی به نام پیروسکا ژوهاس ، که تقریباً هم سن بود ، معامله کند. کلتی با لباس Juhàsz ، بوداپست را به مقصد حومه ترک کرد و در آنجا به عنوان کنیزکی در خانه خانواده ای از هواداران نازی کار پیدا کرد. مادر و خواهر وی موفق شدند “پاسپورت محافظتی” رائول والنبرگ ، دیپلمات سوئدی ، بدست آورند که احتمالاً جان آنها را نجات داد. پدرش چندان خوش شانس نبود. او در آشویتس ، یکی از حدود 550،000 یهودی مجارستانی که در اتاق های گاز جان خود را از دست دادند ، از بین رفت.

غرایز ورزشی کلتی ممکن است در زنده ماندن وی نقش داشته باشد. یک بار ، در بوداپست ، توسط نگهبانان متوقف شد و از او خواستند که شناسنامه خود را نشان دهد. وقتی او مقالات Juhàsz را ارائه داد ، آنها را وادار كردند كه اطلاعات را بازگو كند ، یك عملکرد خطرناك كه یقیناً یك اشتباه ممكن است مهلك باشد. درست مثل مسابقه ای که داشت ، کلتی اعصابش را نگه داشت و دریغ نکرد و تزلزل نکرد. نگهبانان او را رها کردند.

تا سال 1946 ، او توانست به ژیمناستیک بازگردد. کلتی می گوید: اگرچه سالهای جنگ زمان زیادی برای آموزش باقی نگذاشته بود ، “من همیشه موفق به انجام کاری مثل دویدن می شدم.” “بعداً من همچنین اسباب کشی کردم ، که به شرایط جسمی من کمک کرد.” برخلاف همه شانس ها ، او موفق شد در تیم المپیک 1948 جایگاهی کسب کند و شانس بازگشت به رویاهای طلا را بدست آورد. اما در پیچ و خم بیرحمانه ای از سرنوشت ، کلتی چند روز قبل از آغاز بازی ها مچ پا را آسیب دید و نتوانست مسابقه دهد.

در سال 1952 – 12 سال پس از بازی ها ، جایی که ممکن است ستاره باشد – سرانجام کلتی المپیک شد. کلتی در سن 31 سالگی در ورزشی که تحت سلطه نوجوانان بود خیلی از دوران اوج خود گذشته بود. اما او غیرقابل توقف بود – او در ورزش كف ، مدال طلای محبوبش ، و همچنین یك نقره و دو برنز ، به مدال طلا رسید.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>