به روپی کور نگو او خسته به نظر می رسد

در آخرین کتاب او بدنه خانه، شاعر روپی کاور می نویسد:

تو خسته به نظر میرسی او می گوید

رو به او می کنم و می گویم

آره خسته شدم

من ده ها سال است که با شیطان مبارزه می کنم

چطور دیگر انتظار داری من نگاه کنم

کائور در حالی که داستانی را در اینستاگرام به اشتراک می گذارد از نشستن در کنار یک غریبه در حین یک جلسه کاری و در انتهای دریافت جرم “من از کلاس اول دایره سیاهی زیر چشمم داشتم ، اما تبادل و نوشتن آن نحوه یادگیری غرش است.”

در سالی که زنان به شدت سنگین تر هستند و علائم استرس شدیدی را تجربه می کنند ، همه گیری این واقعیت را روشن کرده است که فرسودگی شغلی – حتی اگر به نظر می رسد و احساس می شود کمی متفاوت از گذشته باشد – بسیار واقعی است.

و به عنوان یک نامه عاشقانه به قبیله ای که با او در سفر بوده است ، Kaur اولین شعر ویژه خود را منتشر می کند ، Rupi Kaur زنده. در این فیلم سینمایی اکران برتر که 30 آوریل 2021 ، ساعت 9 بعدازظهر ET در rupikaur.veeps.com برگزار می شود ، شاعر مخاطبان خود را به یک سفر آسیب دیدگی و از دست دادن می برد و آنها را به مکانی برای بهبودی و کامل تبدیل می کند. كائور می گوید: “بسیاری از شما فقط مرا به خاطر كتاب و شعر می شناسید ، اما نحوه زنده شدن ما روی صحنه است.” در اینجا ، کائور در مورد ویژه برنامه های زنده خود ، دوستی های نزدیک و تأثیرات یک سال گذشته صحبت می کند

زرق و برق: اولاً ، حال شما چطور است؟

روپی کور: احساس می کنم به خصوص امسال سنگینی زیادی وجود دارد. و این یک اوج از وزن زندگی خود شما و سپس وزن هر چیز دیگری است که در جریان است: این تیراندازی های گسترده ، وضعیت COVID در هند که بیش از 3000 نفر هر روز می میرند ، نیم میلیون کشاورز هنوز اعتراض می کنند ، فاشیسم ، تغییر اقلیم. الان مغز من همین است.

بنابراین با همه اتفاقات ، ایده برای کجا ایجاد شد Rupi Kaur زنده آمده از؟ با من در آغاز انتخاب به عنوان یک شاعر در تور صحبت کنید؟

من به خاطر قطعات کوتاهی که در اینستاگرام می گذارم شناخته شده و شناخته شده ام. اما این سفر بیش از 11 سال پیش برای من آغاز شد. و از روی صحنه شروع شد. در دوران نوجوانی در یک خانواده مهاجر طبقه کارگر و نداشتن حمایت خانوادگی در هنر ، لازم بود زندگی ام را کنترل کنم. و این به نوعی منجر به حضور من در این شب میکروفن باز شد که برخلاف همه شخصیت های من بود. من بزرگ شدم و خیلی کم می گویم و به طرز دردناکی خجالتی هستم ، اما در آن شب چیزی در من پنهان شد. نوجوانی بودن که احساس می کند صدا ندارد و داشتن 20 نفر که نگاهش می کنند و گوش می دهند با شکوه ترین چیزی است که تا به حال احساس کرده ام. من حتی نمی دانستم این شعر است.

در شعر خود ، شما در مورد عشق ، درد دل ، افسردگی ، سو abuse استفاده ، زن بودن و مهاجرت صحبت می کنید. معنی دارترین کاوش کدام بوده است؟

شعرها در مورد زنان من را خوشبخت ترین می کنند ، اما آنچه که من را درمان می کند این است که موضوعات دشوار ، سفر خود را می نویسم [with] سو abuse استفاده جنسی و روابط سمی. در آن زمان من کاتارتیک هستم که من آنها را می نویسم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>