آشنایی با دومینیک فیش بک ، قلب قدرتمند “یهودا و مسیح سیاه”

در اینجا ، فیش بک با شما صحبت می کند زرق و برق درباره انتخاب شدن برای این نقش ، امیدهایش برای تأثیر ماندگار فیلم و طبیعتاً آنچه می خواهد در اسکار بپوشد. او می گوید: “این تجربه ای بود که زندگی من را تغییر داد.” “این باعث تغییر من به عنوان یک شخص ، به عنوان یک هنرمند و به عنوان یک زن شد.”

زرق و برق: چگونه بازیگر شدی؟ یهودا و مسیح سیاه؟

دومینیک فیش بک: چند سال پیش ایمیلی دریافت کردم که در آن نوشته شده بود: “شاکا کینگ از شما می خواهد در نقش دبورا جانسون ، نامزد فرد همپتون ، برای فیلمی که با دانیل کالوویا ، لیکیت استنفیلد ، رایان کوگلر و چارلز کینگ می سازد ، بازی کنید.” مجبور شدم ایمیل را چند بار دوباره بخوانم. من مثل این بودم ، “صبر کنید ، آیا آنها می گویند این قسمت از من است؟ یا اینکه شاکا می خواهد با من ملاقات کند؟ آی تی صدا مثل اینکه آنها می گویند این مال من است ، اما با توجه به اینکه همه این افراد دلبسته هستند ، این نمی تواند باشد.

من با شاکا در یک کافه در بروکلین ملاقات کردم و او مثل این بود: “نقش از آن شماست”. از او پرسیدم که آیا برای تأیید مجبور است با کسی صحبت کند ، زیرا نمی خواهم خیلی هیجان زده شوم. او خندید و گفت: “نه ، مال تو است.” من فقط برای تست این قسمت هیجان زده می شدم ، بنابراین من واقعاً متاثر شدم و از اینکه او می خواست آن را به من پیشنهاد دهد بسیار افتخار کردم.

اولین افکار شما هنگام خواندن فیلمنامه چه بود؟

من برای همه چیزهایی که دوست داشتم یک نامه طولانی مدت برای شاکا نوشتم و سپس گفتم: “من فکر می کنم ، اما نمی خواهم قدم های بیشتری بزنم ، بنابراین اگر می خواهید آنها را بشنوید به من اطلاع دهید.” او گفت، “شما خواهید بازی او – شما نمی تواند قدم زدن یادداشت های خود را به من بدهید. ” بنابراین من یادداشت هایم را به او دادم ، و این شروع کار برای چگونگی تبدیل شدن به بخشی از داستان بود. من مقاله های سه صفحه ای شاکا را در مورد شخصیت و زنانم در پلنگ ها می نوشتم ، و او همیشه وقت خود را صرف می کرد تا با من در مورد این موارد صحبت کند.

یکی از یادداشت های شما چه بود؟

در فیلم دبورا از رئیس فرد می پرسد آیا شعر را دوست دارد؟ و بعد برای بقیه فیلم ، شعری نشنیدیم. پلنگ ها افراد بسیار شاعری بودند و من فکر می کردم اگر فرصتی را نمی شنویم فرصتی را از دست می دهیم. شاکا چنین بود: “فکر می کنم حق با توست. آیا می خواهید به آن شعر شلیک کنید؟ ” بنابراین شعری را نوشتم که دبورا در فیلم می خواند. در اوقات فراغت من شروع به نوشتن بسیاری از شعرها ، به ویژه در مورد عشق کردم. امسال قصد دارم یک کتاب شعر بگذارم. ما به عنوان هنرمند اینجا هستیم تا به مردم کمک کنیم احساس کنند تنها نیستند.

درباره تحقیقاتی که برای آمادگی در این نقش انجام دادید بیشتر برایم بگویید.

بسیاری از فصل های مختلف پلنگ وجود دارد ، و هر فصل کمی متفاوت تنظیم شده است. ایلین براون طعم قدرت به من یک ایده کلی از دیدگاه یک زن در حزب پلنگ داد ، اما این فقط مختص Chicago Panthers نبود. برای آشنایی بیشتر با رئیس فرد و شیکاگو پنترز ، مطالعه کردم ترور فرد همپتون توسط جفری هاس. من به طور تصادفی با شاکا در کافه های مختلف اطراف بروکلین ملاقات می کردم و به او می گفتم چه می خوانم ، و او به من می گوید که چه می خواند. این یک خلاصه نویسی به ما داد ، که به نظر من این مهم بود در حالی که سر صحنه فیلمبرداری بودیم. وقتی یادداشت یا ایده داشتم ، از به اشتراک گذاشتن آنها نمی ترسیدم. اگر من چیزی را تحت فشار قرار می دادم ، او می دانست که این فقط به این دلیل است که من به زنان و این داستان فکر می کردم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>